لغت نامه دهخدا
روزشماری. [ ش ُ ] ( حامص مرکب ) نگاه داشتن حساب روزها. کنایه از انتظار فرارسیدن روزی موعود. و رجوع به روز شمردن شود.
روزشماری. [ ش ُ ] ( حامص مرکب ) نگاه داشتن حساب روزها. کنایه از انتظار فرارسیدن روزی موعود. و رجوع به روز شمردن شود.
نگاهداشتن حساب روزها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست ممکن غافل از پاس نفس گردد چو صبح هر که صائب در نظر روز شماری داشته است
💡 این فهرست، به روز شماری ریاست جمهوری حسن روحانی رئیسجمهور ایران، در زمستان سال ۱۳۹۴ میپردازد.
💡 هم اکنون ارمنیها روزهای هشتم مارس را به عنوان روز جهانی زن و هفتم آوریل را به عنوان روز مادری و زیبایی جشن میگیرند. روز هفتم آوریل طبق روز شماری ایاد کلیسای حواری ارمنی با جشن بشارت و باروری حضرت مریم میباشد. به دستور حضرت گارگین دوم مراجع عالی دینی کلیسای حواری ارمنی جهان در این روز مراسم مذهبی و دعای خاص برای کلیه زوجهای جوان و به ویژه مادران در کلیه کلیساها انجام میگیرد.