لغت نامه دهخدا
روز شمردن. [ ش ُ م ُ دَ ] ( مص مرکب ) منتظر رسیدن وقت بودن. ( یادداشت مؤلف ):
نه روز می بشمردم در انتظارجمالت
که روز هجر ترا خود ز عمر می نشمردم.سعدی.
روز شمردن. [ ش ُ م ُ دَ ] ( مص مرکب ) منتظر رسیدن وقت بودن. ( یادداشت مؤلف ):
نه روز می بشمردم در انتظارجمالت
که روز هجر ترا خود ز عمر می نشمردم.سعدی.
منتظر رسیدن وقت بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر ز روز شمردن ملول و سیر شدی درآ به دور و قدحهای بیشمار بجو
💡 آزادم و در قید زندگانی زین روز شمردن خبر نداری