روبه باز

لغت نامه دهخدا

روبه باز. [ ب َه ْ ] ( نف مرکب ) روباه باز. حیله گر. مکار. نیرنگ باز. در افعال و رفتار وصفت و طبیعت چون روباه محیل و فریبنده:
به غمزه عقل گدازی به چنگ چنگ نوازی
به وعده روبه بازی به عشوه شیرشکاری.ابوالفرج رونی.شد شکار چشم روبه باز پردستان تو
صد هزاران جان شیرین شکاری ای پسر.سنایی.ترسم این پیر گرگ روبه باز
گرگی و روبهی کند آغاز.نظامی.

فرهنگ فارسی

حیله گر مکار نیرنگ باز

جمله سازی با روبه باز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر غافل بمانی دل درین راه چو روبه باز مانی در بن چاه

💡 عرض روبه بازی زاهد بنایی می‌کنم لاجرم شیران مکان اندر نیستان می‌کنند

💡 سپه حیران ز روبه بازی دهر خجل بی مدعا رفتند در شهر

💡 صرفه از ما نبرد خصم به روبه بازی ناخن شیر دماند ز جگر کینه ما

💡 خود ز روبه بازی گرگ فلک گوئی روان بی امان زور بازوی سگان

💡 چنان ز جنگ تو بگریخت خصم روبه باز که وحشیان سبکرو ز پیش شیر عرین

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز