رهی پرور

لغت نامه دهخدا

رهی پرور. [ رَ پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) بنده نواز. که نسبت به زیردستان مهربانی و نوازش کند. که بر بندگان و خدمتکاران مهربان و رؤف باشد:
خزینه پرور مردم رهی گداز بود
ملک خزینه گداز آمد و رهی پرور.عنصری.فروختند بمیرند شاه هندو را
به پیش خیمه شاهنشه رهی پرور.عنصری.ثنا بگسترم از دولت تو بنده نواز
سخن بپرورم از مدح تو رهی پرور.مختاری غزنوی.تویی معاینه در مهتری ومثل تو نیست
کریم طبع و رهی پرور و سخاگستر.سوزنی.رجوع به رهی شود.

فرهنگ فارسی

بنده نواز. که نسبت به زیردستان مهربانی و نوازش کند.

جمله سازی با رهی پرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا بپیوست سعادت به جوار تو مرا دیدم از طبع رهی پرور تو کُلِّ نعم

💡 مرا بپرور و بِپذیر عذر من ز کرم که تو کریم رهی پروری و عذر پذیر

💡 بزرگانرا صلت فرمود و خلعت یافت از سلطان رهی باشند سلطانان را بزرگان رهی پرور

💡 جلال دولت نامی شهنشاه رهی پرور جمال ملت باری ملکشاه فلک منظر

💡 وگر رسی به خراسان وگر شوی به عراق تو را قبول ز دو خسرو رهی پرور

💡 بحلم احنف، بتن آرش، بطبع آب و بخشم آنش رهی جوی و رهی برکش رهی دار و رهی پرور

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز