رعدوار

لغت نامه دهخدا

رعدوار. [ رَ وا ] ( ص مرکب ) رعدآسا. مانند رعد و تندر. ( ناظم الاطباء ):
چو آن بندی آگاه گردد ز کار
خروشد خروشیدنی رعدوار.نظامی.

جمله سازی با رعدوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمین بودی از کشته چون کوهسار خروشان درآن کوه، وی رعدوار

💡 اشگ همی ریخت چو ابر بهار ناله همی زد ز درون رعدوار

💡 کوس مزن رعدوار تیغ مکش برق شکل زانکه نداری چو میغ، سینه گوهر فشان

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز