رعا

مترادف‌ها

مراعات کردن، رعایت کردن

متضادها

اهمال، بی‌توجهی، نادیده گرفتن

لغت نامه دهخدا

رعا. [ رَ ] ( ع مص ) رَعاً. چریدن. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( از صراح اللغة ). || چرانیدن. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( از صراح اللغة ). ظاهراً از همان اصل کلمه که با «یاء» است گرفته شده ولی در متون دیگر چنین ضبطی دیده نشده.
رعا. [ رِ ] ( ع اِ ) در اصل رِعاء. شبانان. ( آنندراج ازکشف اللغات ) ( غیاث اللغات ). || حاکمان. ( آنندراج از کشف اللغات ). رجوع به راعی و رعاء شود.
رعا. [ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ راعی. ( منتهی الارب ) ( یادداشت مؤلف ) ( اقرب الموارد ). رجوع به راعی و رِعاء و رِعا شود.

جمله سازی با رعا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «نقلست که بشر گفت روزی بخانة درآمدم مردی را دیدم گفتم تو کیستی که بی دستوری درآمدی گفت برادر تو خضرم گفتم رعا کن مرا گفت خدای گزاردن طاعت خود بر تو آسان گرداناد و گفت طاعت تو بر تو پوشیده گرداناد»

💡 لابه کردی در نماز و در دعا کای خداوند و نگهبان رعا

💡 آنچنان که انبیا را زین رعا بر کشید و داد رعی اصفیا

💡 آن دیانت کجا رعا کردی؟ که بدزدید آن بصارت تو؟

💡 هم‌چو آن شیبان که از گرگ عنید وقت جمعه بر رعا خط می‌کشید

💡 پادشاهان در دوران باستان موظف بودند با رعایت عدالت و انصاف، از حقوق اولیه رعا در قلمرو خود محافظت کنند تا نظم اجتماعی حفظ شود.

💡 در متون تاریخی، توصیف وضعیت معیشتی رعا و میزان مالیاتی که به دولت پرداخت می‌کردند، نشان‌دهنده ساختار اقتصادی و قدرت حاکم در آن دوره است.

💡 حکمرانان مقتدر همواره تلاش می‌کردند تا با بهبود شرایط زندگی رعا، از بروز شورش‌های داخلی و ناآرامی‌های اجتماعی در ایالت‌های مختلف جلوگیری کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران