لغت نامه دهخدا
رادیوگراف. [ ی ُ گ ِ ] ( فرانسوی، اِ مرکب ) تصویری که از تابیدن اشعه نافذ «اشعه مجهول » بدرون اجسام و اعضای کدر بر روی صفحه حساس پیدا میشود.
رادیوگراف. [ ی ُ گ ِ ] ( فرانسوی، اِ مرکب ) تصویری که از تابیدن اشعه نافذ «اشعه مجهول » بدرون اجسام و اعضای کدر بر روی صفحه حساس پیدا میشود.
تصویری که از تابیدن اشع. نافذ (( اشع. مجهول ) ) بدرون اجسام و اعضای کدر بر روی صفح. حساس پیدا می شود.
💡 ضبط تصاویر بدست آمده برای بررسی بیشتر بعد از زمان تشعشع از جمله کارهایی است که در فلروسکوپی کارآمدی آن را در تشخیص بالا میبرد. به دلیل تشعشع یونیزهکننده متناوب به بیمار و همچنین حضور پزشک و رادیوگراف در محل تصویربرداری برای مشاهده آنی تغییرات، امنیت در آن از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود و از شدت تشعشع کمتر نسبت به پرتونگاری استفاده میشود.
💡 در مقطع نگاری معمولی مشکل اول، یعنی تصویربرداری از یک مقطع دلخواه حل شد، ولی مقطع نگاری کامپیوتری دو مشکل دیگر رادیوگرافی معمولی را نیز حل کرد؛ یعنی حساسیت مورد نیاز برای تمایز بین نسوج نرم را دارا میباشد، همچنین اطلاعات کمی دربارهٔ میزان تضعیف (ناشی از عبور اشعه از نسوج) را نیز میدهد. البته در این روش قدرت تفکیک بهبود نیافته و تنها بخشهای ناخواسته، تارتر میشوند.
💡 تصویربرداری رادیوگرافی به ویژگیهای اشعه ایکس (مقدار و کیفیت پرتو) و شناخت چگونگی اثر کردن ان در بافت انسان برای ایجاد تصاویر تشخیصی وابسته است. اشعه ایکس یک نوع تابش یونیزه است، به این معنی که انرژی کافی برای حذف بالقوه الکترونها از یک اتم را دارد، به این ترتیب که بار آن را به یون تبدیل میکند.
💡 معمولاً درد مدت کوتاهی پس از مصرف غذا یا در زمان گرسنگی ایجاد میشود. عکس رادیوگرافی پس از بلع باریم و آندوسکوپی در تشخیص ممکن است مفید باشد. اکثر زخمها کوچک هستند (با قطر کمتر از ۲ سانتیمتر). پراکندگی زخمهای پپتیک معده معمولاً در آنتر (ابتدای معده) است.