ذوالکلاع

لغت نامه دهخدا

ذوالکلاع. [ ذُل ْ ] ( اِخ ) نام پدر شرحبیل یکی از قتله حسین بن علی علیهما السلام است.
ذوالکلاع. [ ] ( اِخ ) ابن الاثیر در المرصع گوید او از اذواء یمن بوده و ابوشراحیل ذوالکلاع از اولاد اوست.

جمله سازی با ذوالکلاع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سال دهم هجری و اواخر عمر محمد بن عبدالله، نامه‌ای از جانب او به ذوالکلاع و ذوعمرو حمیری به وسیله مهاجر بن ابی‌امیه برادر مادری ام‌سلمه زوجه محمد بن عبدالله یا به وسیله جریر بن عبدالله فرستاده شد و ایشان را به سوی دین اسلام خواند.

💡 ذوالکلاع در نبرد صفین در زمرهٔ سپاهیان معاویة بن ابی‌سفیان بود و در سال ۳۷ هجری در همان نبرد کشته شد.

💡 قلمرو حاکمیت ذوالکلاع در دوران باستان، موقعیت جغرافیایی بسیار استراتژیک و مهمی را در مسیرهای تجاری بین شرق و غرب جهان اشغال کرده بود.

💡 آثار باستانی باقی‌مانده از دوران ذوالکلاع، گواهی بر شکوه و عظمت تمدن و فرهنگ حاکم بر آن منطقه در قرون گذشته محسوب می‌شوند.

💡 مطالعات تاریخی نشان می‌دهد که سلسله ذوالکلاع توانست با مدیریت هوشمندانه منابع، پایداری سیاسی خود را در میان رقابت‌های بزرگ منطقه‌ای حفظ کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران