لغت نامه دهخدا
اذواء. [ اِذْ ] ( ع مص ) پژمرده کردن. خوشانیدن. پژمرانیدن. پلاسانیدن، چنانکه گرما تره یعنی بقل را.
اذواء. [ اَذْ ] ( ع اِ ) ج ِ ذو.
اذواء. [ اِذْ ] ( ع مص ) پژمرده کردن. خوشانیدن. پژمرانیدن. پلاسانیدن، چنانکه گرما تره یعنی بقل را.
اذواء. [ اَذْ ] ( ع اِ ) ج ِ ذو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يكى از بزرگان و محققين معاصر ما اين قول را تاييد كرده، و آن را چنين توجيه مى كند:ذوالقرنين مذكور در قرآن صدها سال قبل از اسكندر مقدونى بوده، پس او اين نيست،بلكه اين يكى از ملوك صالح، از پيروان اذواء از ملوك يمن بوده، و از عادت اين قوم اينبوده كه خود را با كلمه (ذى ) لقب مى دادند، مثلا مى گفتند: ذى همدان، و يا ذى غمدان،و يا ذى المنار، و ذى الاذغار و ذى يزن و امثال آن.
💡 يكى از بزرگان و محققين معاصر ما اين قول را تاييد كرده، و آن را چنين توجيه مى كند:ذو القرنين مذكور در قرآن صدها سال قبل از اسكندر مقدونى بوده، پس او اين نيست،بلكه اين يكى از ملوك صالح، از پيروان اذواء از ملوك يمن بوده، و از عادت اين قوم اينبوده كه خود را با كلمه (ذى ) لقب مى دادند، مثلا مى گفتند: ذى همدان، و يا ذى غمدان،و يا ذى المنار، و ذى الاذغار و ذى يزن و امثال آن.