دیر خیز

لغت نامه دهخدا

دیرخیز. ( نف مرکب ) که دیر از خواب برخیزد. مقابل زودخیز: اشیاخ اثاولة؛ پیران دیرخیز سست رو. ( منتهی الارب ). که دیر از جای خود بلند شود:
دید هر کز خواب غفلت دیرخیزی کرد زود
تیغ خون آلود بر بالین چوتیغ آفتاب.سوزنی.تبقمت الغنم؛ دیرخیز و گرانبار گردید گوسپند از باربچه های شکم. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

که دیر از خواب برخیزد.

جمله سازی با دیر خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوش خسب و دیر خیز و مترس از بلای ایر کت باک نیست گر همه گر ز سکندر است

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز