دوزان

لغت نامه دهخدا

دوزان. ( نف، ق ) صفت بیان حالت از دوزیدن ( دوختن ). دوزنده. در حال دوختن. که به دوختن اشتغال دارد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوزنده شود.
دوزان. ( اِخ ) دهی است از دهستان بربرود بخش الیگودرزشهرستان بروجرد. دارای 866 تن سکنه. آب آن از قنات تأمین می شود. صنایع دستی زنان قالی و جاجیم بافی. راه آن اتومبیل رو. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

صفت بیان حالت از دوزیدن دوزنده.

جمله سازی با دوزان

💡 نمد مال: مرحوم عسگر حسین دوزانی - حسن ایزد پناهی - مرحوم استاد علی کاکاوند - حسن احمدی

💡 خانه یک خلیلو مربوط به دوره قاجار است و در دزفول، محله مشک دوزان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۹۰۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 بر اساس سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت آن ۱۰٬۴۲۹ نفر (۲٬۳۱۶ خانوار) بوده‌است و همچنین مرکز آن، روستای دوزان می باشد.

💡 ساخت تنور: صفیه حاتم دوزانی (همسر مرحوم سید ابوالقاسم رحیمی) مرحوم کبری عزیزی (همسر مرحوم نریمان سرلک) مرحوم سیده بتول فتحی (همسر نبی کاویانی)

💡 خانه کاظم لامی مربوط به دوره قاجار است و در دزفول، محله مشک دوزان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۹۱۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 روستای دوزان در دهه‌های گذشته به دلیل دارا بودن جمعیتی بیش از ۲۵۰۰نفر دارای مشاغل، صنعتگران و هنرمندان بسیاری بوده‌است که در ذیل به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود.