دهیم

لغت نامه دهخدا

دهیم. [ دِ ] ( اِ ) مخفف دیهیم. دیهیم و تاج و افسر پادشاهان ایران. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دیهیم شود.
دهیم. [ دُ هََ ] ( ع اِ ) سختی. || بلا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). || ( ص ) مرد گول. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سختی.

جمله سازی با دهیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاک ما افتادگان را دست دامنگیر نیست جان به آواز جرس در پای محمل می دهیم

💡 گر دهیم به جان امان، نزل ره تو عمر من ور کشیم به رایگان گرد سر تو جان من

💡 هر گاه موضوعی را که مربوط به یکی از حواس است به چیزی نسبت دهیم که با آن حس قابل احساس نباشد، آرایه حس‌آمیزی آفریده می‌شود که در زبان روزمره نیز کم‌کاربرد نیست.

💡 نماینده نشدیم که هر طور دل ما خواست رای دهیم و آبروی نظام و کشور را بفروشیم و سرمایه ملت را تباه کنیم و پشت سر کسانی راه رویم که متهم به تقلب، نفاق، دزدی، جنایت، زنا و آدم‌کشی هستند و به نوعی سر خود کلاه بگذاریم و با همدیگر معامله کنیم تا قانع شویم.

💡 نان و دندان به هم ار می دهیم احسان است چند نان بخشیم ای سفله و دندان ندهی؟

💡 را انتخاب کنیم و بعد دوباره به داده اولی برگردیم و این کار را به‌صورت متناوب چندین بار انجام دهیم تا به اندازه کافی گرادیان به صفر نزدیک شود. از لحاظ ریاضی این کار را می‌توان به شکل پایین انجام داد، پارامتر

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز