دهن بند

لغت نامه دهخدا

دهن بند. [ دَ هَم ْ ب َ ] ( نف مرکب ) که دهان خود یا دیگری را ببندد. || ( اِ مرکب ) بند. بنددهن. دهان بند. چیزی که با او دهان کسی بند توان کرد اعم از آنکه تعویذ باشد یا غیر آن. ( از آنندراج ):
بهتر از سیری دهن بندی نباشد شیر را
غافل است آن کس که مال از دشمنان دارد دریغ.صائب ( از آنندراج ). || پوزبند و آلتی که بدان دهن حیوانی را بندند. ( ناظم الاطباء ). پوزه بند برای سگ و اسب گزنده. لثام. ( مجمل اللغه ). فدام. ( دهار )؛ غمامه؛ دهن بند ستور. ( دهار ).
- دهن بند بربستن؛ قرار دادن پوزه بند بر دهان اسب و شتر و سگ و حیوان گزنده دیگر. ( یادداشت مؤلف ). تلثم. ( المصادر زوزنی ). لثم. ( تاج المصادر بیهقی ). تلثیم. ( دهار ).
|| روبنده زنان. || پوز. ( ناظم الاطباء ). اما این معنی بر اساسی نیست.

فرهنگ فارسی

که دهان خود یا دیگری را ببندد.

جمله سازی با دهن بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهتر از سیری دهن بندی نباشد شیر را غافل است آن کس که مال از دشمنان دارد دریغ

💡 لبش کرده بدو یاقوت خندان دهن بند بتان آب دندان

متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز