لغت نامه دهخدا
دنیادوست. [ دُن ْ ] ( ص مرکب ) آنکه دنیا را دوست دارد. کسی که طالب زرق و برق دنیوی است. دنیاپرست. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دنیاپرست شود.
دنیادوست. [ دُن ْ ] ( ص مرکب ) آنکه دنیا را دوست دارد. کسی که طالب زرق و برق دنیوی است. دنیاپرست. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دنیاپرست شود.
( صفت ) آنکه دنیا را دوست دارد کسی که طالب زرق و برق دنیوی است دنیا پرست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوچشم بازکن ای پیرمرد دنیا دوست که عقل مست تو با عشق در شبستان است
💡 در پاره ای از کتب آسمانی آمده است: اگر دانا دنیا دوست بود، لذت مناجات با مرا از دلش می ستانم.
💡 می کند دست تهی دیوانه دنیا دوست را شانه از زلفش چو دور افتد پریشان گو شود
💡 خوار میگردند دنیا دوستان در چشم من چون نظر صائب به دنیای محقر میکنم
💡 و گفت: در بعضی کتب منزل است که حق تعالی میفرماید که با عالمی که دنیا دوست دارد کمترین چیزی که با او بکنم آن بود که حلاوت ذکر خویش از دل او ببرم.