دم سفید
مترادفها
دم سپید
لغت نامه دهخدا
دم سفید. [ دُ س ِ ] ( ص مرکب ) نوعی از برنج است ( در گیلان ). مقابل دم سیاه. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
نوعی از برنج است. مقابل دم سیاه.
جمله سازی با دم سفید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روباه نر سفیدی انتهای دم بیشتر از ماده است و گاهی اوقات مادهها در انتهای دم سفیدی ندارند.
💡 جزیرهٔ شیدوَر، یکی از جزایر خلیج فارس از توابع بخش کیش شهرستان بندرلنگه در استان هرمزگان است. این جزیره جزو مناطق حفاظتشده محیط زیست کشور و یکی از مهمترین پناهگاههای پرندگانی همچون عقاب دریایی دم سفید و آبزیانی مانند لاکپشتهای دریایی، ماهیها و دلفینها در خلیجفارس است.
💡 این جربیل دارای اندازه کوچک و دم بلند است. دم پان به گونه کامل پوشیده از مو است و موها به تدریج به سوی نوک افزایش پیدا میکنند و بلندتر میشوند. دم در پشت به رنگ پشت بدن و کمی تیرهتر است. سطح شکمی دم سفید است. رنگ پشت بدن از سر تا دم قهوهای حنایی روشن همراه با سایه خاکستری است.
💡 حیات وحش ان متنوع و فراوان است. رودهای بلک هیلز برای ماهی قزل آلای خود شناخته شدهاست، در حالی که جنگلها و مراتع زیستگاه خوبی برای بوفالوی آمریکایی، دم سفید و قاطر، گوزن، شاخچنگالی، گوسفند کوهی آمریکایی، شیر کوهی، و انواع حیوانات کوچکتر مثل سگ دشتی، سمور آمریکایی، سنجابهای قرمز آمریکایی، سنجاب پرنده شمالی، مارموتهای زرد رنگ و سنجاب روباهی است.
💡 توکای تیره دارای پشت و دمگاه قهوهای تیره است. لکههای صورت، سینه و پهلو سیاه و شکم و زیر دم سفید است. توکای پهلوحنایی در مقایسه، دارای پشت و سر قهوهای کمرنگتر است. صورت، سینه، خالهای پهلو و دمگاه قرمز و شکم و زیر دم سفید است.