چوب سفید
مترادفها
درخت غان
لغت نامه دهخدا
چوب سفید. [ س َ / س ِ ] ( اِ مرکب ) چوب که رنگ آن سفید باشد، خاصه درون آن. || اصطلاحاً چوب خشک بقطعات کوچک شکافته و قطع کرده که زود آتش گیرد. و در پختن غذا بکار رود. || ( اصطلاح گیاه شناسی ) چوبهائی که درون چوب ندارند. در این قبیل چوبها اشعه وسطی کاملا واضح و آشکار است و با چشم دیده میشود. چوب قسمت داخلی این چوبها دارای مقاومت زیادیست ولی از چوب قسمت خارجی متمایز نیست و مانندآن روشن و سفید میباشد. تبریزی، نمدار، توس، توسکا و افرا. ( از گیاه شناسی تألیف حبیب اﷲ ثابتی ص 378 ).
فرهنگ فارسی
چوب که رنگ آن سفید باشد ٠ خاصه درون آن ٠ یا اصطلاحاچوب خشک بقطعات کوچک شکافته و قطع کرده که زود آتش گیرد ٠ و در پختن غذا بکار رود ٠ یا در اصطلاح گیاه شناسی چوبهائیکه درون چوب ندارند ٠
جمله سازی با چوب سفید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برگ تر از چوب خشک آرد پدید وز پی شام سیه صبح سفید
💡 راعی چوبی داشت. به دو نیم کرد و یک نیمه به طرف خود فرو برد و نیمه دیگر به طرف او. در حال انگور بار آورد. و طرف راعی سفید بود و طرف سعید میخورانی سیاه بود و گفت: چرا طرف تو سفید است و از آن من سیاه!
💡 در جشن پاراچیکو، افراد ماسکهای چوبی که ویژگیهای نژاد سفید مانند پوست روشن و چشمان آبی در آن نمایان است و در تقابل با ویژگیهای مردم بومی است، به صورت میزنند.
💡 مواد شیمیایی مانند گوگرد و آهک برای سفید کردن چوب و در عین حال دوام بیشتر آن استفاده میشود.
💡 کاغذ مورد استفاده برای زغال نقاشی میتواند از نظر کیفیت متفاوت باشد. بافت خشن ممکن است اجازه دهد زغال بیشتری به کاغذ بچسبد. استفاده از کاغذهای مختلف، امکانهای متفاوتی را فراهم میکند، مثلاً میتوان از پاستیلهای روغنی سفید (که معمولاً با نام تجاری کُنته نامیده میشود) در ترکیب با زغال چوب استفاده کرد تا کنتراست ایجاد کند.