لغت نامه دهخدا
دل دویده. [ دِ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) حریص و آزمند. ( آنندراج ).
دل دویده. [ دِ ل ِ دَ دَ/ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دل حریص:
دل دویده و چشم ندیده ای داری
ز آرزوی طمع در گذار خجلت باش.اسیر ( از آنندراج ).رجوع به دل دویدن شود.
دل دویده. [ دِ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) حریص و آزمند. ( آنندراج ).
دل دویده. [ دِ ل ِ دَ دَ/ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دل حریص:
دل دویده و چشم ندیده ای داری
ز آرزوی طمع در گذار خجلت باش.اسیر ( از آنندراج ).رجوع به دل دویدن شود.
حریص و آزمند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دامگاه تو عمر سخن دراز شود دل دویده پر و معنی نبسته پر است
💡 خوش است دام رهایی نمای صید شکار دل دویده ما صیدگاه صیاد است
💡 آوارگیم، عجب ندانی گر از پی دل دویده باشی!
💡 تا لب گشوده ای مزه در دل دویده است بوس لب ترا به ربودن چه احتیاج؟
💡 الفت نمیکنند به کس دل دویدهها گلچین نمیشوند جراحت گزیدهها
💡 غبار کلبه ام از ذره وحشت افزاید دل دویده ز آسایش سرای که چه