دل باختن

لغت نامه دهخدا

دل باختن. [ دِ ت َ ] ( مص مرکب ) دل دادن. عاشق شدن. شیفته شدن. فریفته شدن. شیدا شدن. و رجوع به دل باخته شود. || زهره باختن. از ترس سخت مریض شدن یا مردن. سخت ترسیدن یا از ترس سخت بیمار شدن یا مردن.

جمله سازی با دل باختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر دل زبون چشم تو گردید صعوه را دل باختن ز جلوهٔ شهباز ننگ نیست

💡 چیست پیوستن به او دل باختن خویش را در پای او انداختن

💡 کمترین نعل بهایش جان و دل باختن‌ست و کهترین روی نمایش از همه پرداختن و خانمان برانداختن.

💡 دل برده در دل باختن معشوق عاشق پیشه بین بگرفته در انداختن بازوی چالاکش نگر

💡 می‌باید از دست نفس جمعیت دل باختن تا ریشه باشد می‌تند آوارگی بر دانه‌ات

💡 گفت جوان هر چه بُوَد ساده تر هست به دل باختن آماده تر

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز