فریفته شدن
مترادفها
فریب خوردن، مجذوب شدن
متضادها
آگاه شدن، هوشیار شدن
لغت نامه دهخدا
فریفته شدن. [ ف ِ / ف َ ت َ / ت ِ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) گول خوردن. فریب خوردن:
خردمند آن است که به نعمتی و عشوه ای که زمانه دهد فریفته نشود. ( تاریخ بیهقی ).
فریفته مشو ای نوجوان بدانکه برو
چه بوستان بقد سرو بوستان شده ای.ناصرخسرو.اگر بزر فریفته نشود چنان کنیم. ( قصص الانبیاء ). ملک را فریفته نباید شد. ( کلیله و دمنه ). شیر به حدیث تو فریفته شد. ( کلیله و دمنه ). هرکه به لابه دشمن فریفته شود سزای او این است. ( کلیله و دمنه ).
فرهنگ فارسی
گول خوردن. فریب خوردن
جمله سازی با فریفته شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و با این همه به جان ایمن نیستم و بدین لاوه فریفته شدن از خرد و کیآست دور مینماید، رای من هجر است و صبر.
💡 بسیاری از جوانان در دنیای امروز، به راحتی توسط تبلیغات پرزرقوبرق رسانههای اجتماعی فریفته شدن و به دنبال زندگیهای خیالی و غیرواقعی در اینترنت هستند.
💡 او نباید به راحتی توسط وعدههای دروغین و ظاهرسازیهای کاذب افراد دیگر فریفته شدن، زیرا واقعیتهای زندگی اغلب بسیار متفاوت از آنچه به نظر میرسد است.
💡 تاریخ نشان داده است که بسیاری از امپراتوریهای بزرگ، در نهایت به دلیل فریفته شدن توسط قدرت و ثروت بیحد و حصر، مسیر سقوط خود را آغاز کردند.