فریفته گردیدن

فریفته گردیدن به معنای فریب خوردن یا گول خوردن است. این عبارت به حالتی اشاره دارد که فرد یا گروهی تحت تأثیر عواملی قرار می‌گیرند که باعث می‌شود از واقعیت دور شوند یا به نوعی در دام فریب و گمراهی بیفتند. در این حالت، فرد ممکن است به دلیل جذابیت‌های ظاهری یا وعده‌های تو خالی به اشتباه بیفتد و در نهایت دچار سردرگمی و ناامیدی شود. این عبارت معمولاً در متون ادبی و شعر به کار می‌رود و به توصیف حالتی اشاره دارد که فرد به دلیل فریب یا گمراهی از مسیر صحیح خارج می‌شود و تحت تأثیر عوامل فریبنده قرار می‌گیرد.

مترادف‌ها

فریب خوردن، گول خوردن

متضادها

آگاه شدن، هوشیار شدن

لغت نامه دهخدا

فریفته گردیدن. [ ف ِ / ف َ ت َ / ت ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) گول خوردن. فریب خوردن. فریفته شدن:
تا هیچ فریفته نگردد
ایمن نبود ز مکر جانش.عطار.رجوع به فریفته شود.

فرهنگ فارسی

گول خوردن. فریب خوردن

جمله سازی با فریفته گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به نام نیک تو خواجه فریفته نشوم که نام نیک تو دام است و زرق مر نان را

💡 از آن بعشوه او هرکسی فریفته است که هست جوی مجره میان او چو سراب

💡 او نباید اجازه دهد که زیبایی‌های ظاهری و ثروت‌های بی‌دلیل، او را در مسیر اخلاقی زندگی به راحتی فریفته گردیدن دهند.

💡 بسیاری از مردم در اثر تبلیغات اغراق‌آمیز رسانه‌ها، به راحتی در دامِ زیبایی‌های کاذب و اهداف نامشخص، فریفته گردیدن می‌شوند.

💡 در داستان‌های کلاسیک، قهرمان داستان اغلب با وسوسه‌های مختلفی روبرو می‌شود تا از فریفته گردیدن توسط موجودات شیطانی جلوگیری کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران