دسترخوان

مترادف‌ها

سفره، میز غذا، مائده

لغت نامه دهخدا

دسترخوان. [ دَ ت َ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) از دستر = دستار + خوان = میز غذا. مخفف دستارخوان است، چرا که آن جامه ای است که واضع آنرا بجهت پوشیدن خوان طعام وضع کرده و چون طعام خورند آنرا زیر خوان گسترند. ( غیاث ) ( آنندراج ). سفره میز. غذا حوله. مندیل. تاتلی. کندوری. ساروق. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). دستمال سفره. و رجوع به دستارخوان شود.

فرهنگ فارسی

مخفف دستار خوان است چرا که آن جامه ایست که واضح آنرا بجهت پوشیدن خوان طعام وضع کرده و چون طعام خورند آنرا زیر خوان گسترند.

جمله سازی با دسترخوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سفره همچنین در ایران با محلی که در آن به صورت سنتی و روی زمین‌خورده می‌شود گفته می‌شود که معادل آن در افغانستان و آسیای میانه دسترخوان است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران