درکون

لغت نامه دهخدا

درکون. [ دَ ] ( اِ مرکب ) ترک بند و تسمه زین که بواسطه آن هر چیزی را در ترک اسب بندند. ( ناظم الاطباء ). || جوالیقی در المعرب ( ص 153 ) از قول ابوحاتم گوید اهل مکه کفل و سرین استر را دَرْکون گویند وبر دَراکین جمع بندند، و آن معرب از فارسی دَرِکون است به معنی «باب الاست ». || بالای در. ( ناظم الاطباء ). || سکوی نشیمن. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با درکون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرمود که چون امت من فساد آغاز کنند، این شرفی که یافته اند و این خلعت اطلس تقوی که پوشیده اند که درکونین تابان است که:« ولباس التقوی ذلک خیر»چون دود معصیت برآید آن خلعت اطلس آسمانی را و آن تشریف دیبای زیبای محمدی را متغیر گرداند و دود آلود کند و کاسد شود.

💡 درکونی جنسی، نوعی درکونی زدن است به شخص دیگر برای تحریک جنسی یا ارضاء یکی از طرفین یا هردو طرف. این هم ممکن است بدون درد و ملایم باشد و هم با ضرباتی سهمگین همراه شود، این عمل همچنین می‌تواند در نقش‌های جنسی مانند سن بازی نیز استفاده شود و ممکن است، برای انجام کار می‌توان از یک دست یا انواع پاروی مخصوص یا چوب بهره برد. درکونی جنسی معمولاً با دیگر شکل‌های معاشقه جنسی ترکیب می‌شود.

💡 دمی درکون ودیگر در مکانی دمی در صورت و گه در نهانی

💡 همتای بهار می‌توان بود بها درکون بها اگر بود پای بهار

💡 نه درکونین نه در کنجی زمانی نداری در مکان هم آشیانی

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز