درهم زدن

لغت نامه دهخدا

درهم زدن. [ دَ هََ زَ دَ ] ( مص مرکب ) به هم پیوستن.
- دست درهم زدن؛ دست به دست هم دادن. دست خودرا به دست دیگری اتصال دادن:
دست درهم زده چون یاران در یاران
پیچ در پیچ چنان زلفک عیاران.منوچهری

فرهنگ فارسی

به هم پیوستن

جمله سازی با درهم زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توبه چیست اینجمله را درهم زدن خیمه زین عالم بدان عالم زدن

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز