دختر عمه

لغت نامه دهخدا

دخترعمه. [ دُ ت َ رِ ع َم ْ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرزند مادینه خواهر پدر. بنت عم. عمه قزی

جمله سازی با دختر عمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با اين وصف، زينب در همان برخورد شب اول عروسى، سر به ناسازگارى برداشت.زينب زنى خودخواه و بلندنظر بود. خود را از زيد برتر مى دانست ! او ننگ داشت كه نوهعبدالمطلب و دختر عمه پيغمبر به عقد غلام آزاد شده خاندان خود در آيد(90) ولى ازطرفى پيغمبر هم زيد را جوانى با ايمان و لايق مى دانست و با لياقت ذاتى و تربيتصحيح اسلامى، مورد علاقه شديد آن حضرت بود.

💡 نخست اينكه: زينب دختر عمه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بود و در محيطخانوادگى تقريبا با او بزرگ شده بود، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) شخصااو را براى زيد خواستگارى كرد، و اگر زينبجمال فوق العاده اى داشت و فرضا جمال او جلب توجه حضرت را كرده بود نه جمالشامر مخفى بود و نه ازدواج با او قبل از اين ماجرا مشكلى داشت، بلكه با توجه به اينكهزينب هيچگونه تمايلى براى ازدواج با زيد نشان

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز