لغت نامه دهخدا
خیس شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سخت تر شدن. ( یادداشت مؤلف ).
- از باران خیس شدن؛ بر اثر باران سخت تر شدن.
- از عرق خیس شدن؛ بر اثر عرق کردن تر شدن.
- خیس آب شدن؛ ترشدن. بوسیله آب سخت تر شدن.
خیس شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سخت تر شدن. ( یادداشت مؤلف ).
- از باران خیس شدن؛ بر اثر باران سخت تر شدن.
- از عرق خیس شدن؛ بر اثر عرق کردن تر شدن.
- خیس آب شدن؛ ترشدن. بوسیله آب سخت تر شدن.
( مصدر ) مرطوب شدن ترشدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرایندهای تجمعی مشابه نیز در سایر سیستمهای پراکنده وجود دارد. در امولسیونها، آنها همچنین میتوانند به همبستگی قطره ای متصل شوند و نه تنها منجر به رسوب و همچنین خیس شدن میشوند. در آئروسلها، ذرات هوایی، بهطور مساوی جمع میشوند و خوشههای بزرگتری (مانند دوده) را تشکیل میدهند.
💡 کیفیت معمولاً با توجه به تعداد لایهها (ورقهای انباشته)، میزان جذب و نرمی و لطافت، سیاه نشدن کاغذ بعد از خیس شدن و غیره تعیین میشود. کاغذ توالت مؤسسه ای با درجه پایین، معمولاً از پایینترین درجه کاغذ، فقط یک یا دو لایه، بسیار درشت و گاه حاوی مقادیر کمی از کاغذ توالت سفیدنشده/خمیرنشده تهیه شدهاست.
💡 پستانداران خود را در خاک و ماسه غلت میدهند، احتمالاً برای اینکه انگلها را از خود بزدایند یا خود را، پس از فعالیت یا خیس شدن، خشک کنند. یکی از اجزای سنّتی اصطبلها ماسهغلتان است. ماسهغلتان عبارت است از یک محوطهٔ کوچک که اسبهای مسابقه پس از تمرین خود را در آن غلت میدهند.