خیانت گر
مترادفها
خائن، خیانتکار، پیمانشکن
متضادها
وفادار، امین، راستین
لغت نامه دهخدا
خیانت گر. [ ن َ گ َ ] ( ص مرکب ) خیانت پیشه. ( آنندراج ):
بموش ریزه بر و گربه خیانت گر
که این هزبر بچنگ است و آن پلنگ بناب.خاقانی.آگاه کردن حواریون که یهود است خیانتگر. ( ترجمه دیاتسارون ص 316 ).
فرهنگ فارسی
خیانت پیشه
جمله سازی با خیانت گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الهی محتشم چشم خیانت گر کند سویت به پیش ناوک خشم تو چشم او نشان باشد
💡 جنت چه بود؟ زنی امانت کیش دزوخ چه بود؟ زنی خیانت گر