خویش پرست

لغت نامه دهخدا

خویش پرست. [ خوی / خی پ َ رَ ] ( نف مرکب ) خودپرست. متکبر. خودخواه. ( یادداشت مؤلف ):
با چو تو روحانیی تعلق خاطر
هر که ندارد دواب خویش پرست است.سعدی.

فرهنگ فارسی

خود پرست متکبر

جمله سازی با خویش پرست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بندگی خود مکن که خویش پرستی کرده بسی پاکدل فریشته، شیطان

💡 صوفی که چو ظرف تنگ از خویش پرست یکجرعه گرش همی بسر خواهد رفت

💡 بیگانه در آن خانه محالست برد راه کو خویش پرست آمد و بر خویش کند ناز

💡 دعوی وجود از سر مستی شوم است از عین عدم خویش پرستی شوم است

💡 افسرا، با غم دلدار جفاجوی، بنه شیوه خویش پرستی و تن آسایی را

💡 از رهِ خویش پرستی قدمی بیرون نه قطع این منزل و ره جز به چنین گام مکن

سهید یعنی چه؟
سهید یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز