خوش باد

لغت نامه دهخدا

خوش باد. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( جمله فعلیه دعایی، صوت مرکب ) نکو باد. نیکو باد. خوب بادا.
خوش باد. [ خوَش ْ / خُش ْ ]( ص مرکب ) با باد نیکو. با باد خوب. رَیِّح: یوم ریح؛روزی خوش باد. ( یادداشت مؤلف ). عذوت الارض؛ خوش باد گردید. عذا البلد، خوش باد گردید شهر. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

با باد نیکو با باد خوب

جمله سازی با خوش باد

💡 در خاک درِ تو مُرد خوش خوش دل من یا رب که … که خاکش خوش باد

💡 تا خاک زیر آب و هوا زیر آتش است خوش باد طبع تو که طبایع به تو خوش است

💡 مجلس از جام و تنوره گرم و خوش باد و آتش زاین و آن برخاسته

💡 روزگارت همه خوش باد که بی دیدن تو روزگار و سر و کارم همه ناهموار است

💡 جان تازه شد از پیام آنشوخ مرا خوش باد دلت که جان من خوش کردی

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
سایکو یعنی چه؟
سایکو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز