خورشاه
لغت نامه دهخدا
خورشاه. [ خوَرْ / خُرْ ] ( اِخ ) رکن الدین خورشاه الموتی. آخرین حکمران اسماعیلیان بر قلعه الموت بود که بوسیله هلاکو از حکمرانی خلع و قدرت اسماعیلیان از قلعه الموت برچیده شد بسال 654 هَ. ق. به تاریخ جهانگشای جوینی ج 2 و جامع التواریخ رشیدالدین فضل اﷲ ( فصل اسماعیلیه ) و از سعدی تا جامی و تاریخ ادبیات ادوارد برون ج 3 و تاریخ مغول و حبیب السیر و روضة الصفا رجوع شود.
فرهنگ فارسی
رکن الدین خورشاه الموتی بود که بوسیله هلاکو از حکمرانی خلع و قدرت اسماعیلیان از قلعه الموت بر چیده شد بسال ۶۵۴ هجری.
جمله سازی با خورشاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رکنالدین حسن بن محمد، پسر علاء الدین محمد و ملقب به خورشاه، واپسین حاکم الموت است. هولاکو خان، نواده چنگیز برای بار دوم به ایران لشکر کشید در مقابل پیام هلاکو، چارهای جز تسلیم برای رکن الدین باقی نماند، چرا که مقاومت در برابر سپاه هلاگو بیفایده بود. الموت سرانجام در ۶۵۴ ق/۱۲۵۴ میلادی تسلیم شد.
💡 عاقبت نیز همان گونه که گفته شد در بهار سال (۶۵۵ قمری - ۱۲۵۷ میلادی) در حالی که رکنالدین خورشاه به عبث برای ملاقات با خان بزرگ به مغولستان رفته بود به پایان غمانگیز خویش رسید و در مغولستان مرکزی توسط محافظان مغول خود به قتل رسید.
💡 رکنالدین حسن بن محمد خورشاه واپسین فرمانروای اسماعیلی در ایران است. رکنالدین خورشاه در سال ۶۵۳ (قمری) با قتل پدرش علاءالدین محمد به فرمانروایی در الموت رسید.
💡 اگرچه کشتار مغول در الموت، پایان نفوذ اسماعیلیان در منطقه تعبیر میشد، اما منابع گوناگون میگویند که نفوذ سیاسی اسماعیلیان همچنان ادامه داشت. در سال ۱۲۷۵ پسری از امام رکنالدین خورشاه موفق شد الموت را برای چند سال باز پس گیرد. به نظر میرسد فعالیت سیاسی اسماعیلیان در منطقه نیز به رهبری سلطان محمد بن جهانگیر و پسرش تا زمان اعدام وی در سال ۱۵۹۷ ادامه داشته است.
💡 سرانجام در پس از آنکه سپاه اصلی مغول در میموندژ گرد آمده و نزاریان را به یک درگیری شدید کشاند، خورشاه تسلیم شد. این شکست پایان دوران الموت در تاریخ اسماعیلی سرزمینهای ایران را رقم زد.