خوراننده

لغت نامه دهخدا

خوراننده. [ خوَ / خ ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف )مُطْعِم. رازق. مغذی. آنکه بکس دیگری اطعام می کند. || بهره رسان. نفعرسان. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) کسس که غذا یا چیز دیگر ( مانند سم ) را بدیگری بخوراند.
مطعم رازق

جمله سازی با خوراننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و در مجمع البيان از على (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود:رسول خدا در كار رباخوارى پنج نفر را لعنت كرد يكى خورنده آن و دوم خوراننده اش سومو چهارم دو شاهد و پنجم نويسنده اش را.