لغت نامه دهخدا
جفتی خوردن. [ ج ُ خوَر / خُر دَ ] ( مص مرکب ) جفت شدن. جفت گیری. نزدیکی نر و ماده به جفتی کردن. ( فرهنگ ضیاء ). رجوع به جفت شدن و جفتی شود.
جفتی خوردن. [ ج ُ خوَر / خُر دَ ] ( مص مرکب ) جفت شدن. جفت گیری. نزدیکی نر و ماده به جفتی کردن. ( فرهنگ ضیاء ). رجوع به جفت شدن و جفتی شود.
جفت شدن جفتی گیری نزدیکی نر و ماده به جفتی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در چند روايت وارد شده است كه خوردن تره بر طرف ميكند بواسير را.
💡 خون خورم شب دور از او چون مست خون خوردن شوم میروم در پای دیوار سرا میافتمش
💡 نه ز می خوردن ما شور و شری برخیزد نه ز همصحبتی ما ضرری برخیزد
💡 فارغ از جامه ونانم که چو نان وجامه غم وسودای تو این خوردنی آن داشتنیست
💡 سعدى در گلستان در فضيلت قناعت قريب بيست و چهار حكايتنقل نموده است كه آخرين آنها حكايت عابدى است كه با خوردن غذاى سلطان، صفتپارسائى و قناعت را رها و به آزمندى دلبسته شد.
💡 در تعدادی کشورها ممکن است به خاطر قانون شریعت خوردن در طول ماه رمضان وسط روز منع شود.