خنی

لغت نامه دهخدا

خنی. [ خ َن ْی ْ ] ( ع مص ) بریدن تنه خرمابن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). یقال. خنی الجذع خنیاً.
خنی. [ خ َ نا ] ( ع مص ) فحش گفتن کسی را. یقال: خنی علیه خنی. || هلاک کردن. تلف نمودن. || بسیار شدن تخم ملخ. || بسیارگیاه شدن چراگاه. || دراز شدن زمانه بر کسی. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خنی. [ خ َ ] ( ع ص ) زشت. فحش. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
- الکلام الخنی؛ سخن فحش. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس )( از لسان العرب ).

فرهنگ فارسی

زشت فحش

دانشنامه عمومی

خُنی ( به گرجی: ხონი ) شهری در استان ایمرتی گرجستان است. جمعیت این شهر طبق سرشماری سال ۲۰۰۹ میلادی ۱۱٬۰۰۰ نفر بوده است.

جمله سازی با خنی

💡 بعلت کناره خنی سکنی‌گزیدن، اهالی آنرا (بُردِخَنی‌ها) می‌گفتند که هنوز هم استعمال محلی غالب دارد (بُرد «به ضم اوّل» به معنی کناره و حاشیه).

💡 لاویج دارای آثار دیدنی از جمله فیل سنگی، تنیرو، گته کر و قلعهٔ نسا می‌باشد.روستاهای ییلاقی ایزوا،میچکا خنی،اتاق سرا و میرخمند جزء مناطق زیبا که در بیست کیلومتری جنوب لاویج در بالا دست آن قرار دارد