خلق خوش
مترادفها
خوشاخلاق، خوشخویی
متضادها
بدخلقی
لغت نامه دهخدا
خلق خوش. [ خ ُ ق ِ خوَ / خ ُ ] ( ترکیب وصفی،اِ مرکب ) خوی خوب. خوی خوش. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
خوی خوب خوی خوش
جمله سازی با خلق خوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن حسن اسم و حسن رسم کهگویی ز ازل خلقگشتست ز خلق خوش او باد بهار
💡 به عهد خلق خوش او که همچو موج زلال کند درشتی خود را ز خویش سوهان دور،
💡 آدم ز خلق خوش به مقام ملک رسد خونی که مشک ناب شود پاک می شود
💡 هست بوی زلفش از خلق خوش میرجلیل ناصر الدین خسرو آل نبی و بوالحسن
💡 خلق خوش چون صلح می سازد گوارا جنگ را می نماید چرب نرمی مومیایی سنگ را