لغت نامه دهخدا
خلاص شدن. [ خ ِ / خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رهایی پیدا کردن. رستگاری پیدا کردن. نجات یافتن. رهایی یافتن. رستن. رهیدن. جستن از. ( یادداشت بخط مؤلف ):
سعدی درین کمند بدیوانگی فتاد
گر دیگرش خلاص شود زیرکی شود.سعدی.
خلاص شدن. [ خ ِ / خ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) رهایی پیدا کردن. رستگاری پیدا کردن. نجات یافتن. رهایی یافتن. رستن. رهیدن. جستن از. ( یادداشت بخط مؤلف ):
سعدی درین کمند بدیوانگی فتاد
گر دیگرش خلاص شود زیرکی شود.سعدی.
رهایی پیدا کردن رستگاری پیدا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دانههایی که در حال خشک شدن، ترشح سروتنین راهی برای خلاص شدن از شر تولید آمونیاک سمی است. آمونیاک در قسمت ایندول ال-تریپتوفان جمعآوری و ذخیره شده، که سپس به وسیله تریپتوفان دیکربوکسلاز کربوکسیل زدایی شده، و سپس توسط سیتوکروم پی۴۵۰ مونوکسیژینایز، هیدروکسیلات شده و سروتونین به دست میدهد.
💡 یک راه خلاص شدن از این مشکل، کشتن دخترش بود، ولی آکریسیوس قصد نداشت این کار را بکند. دانائه بچه نداشت و شاه برای این که وی را همچنان بدون فرزند نگه دارد، در دخمهای برنزی (مفرغی)در حیاط قصرش زندانی کرد و محافظانی برای مراقبت گماشت.
💡 فانجيناكم: اين مساءله نجات، در اين آيه به صيغهافعال: انجينا آمده، در حالى كه در آيه قبل به صيغهتفعيل: نجّينا ذكر شده، شايد به اين لحاظ باشد كه آنچه در اين آيه مطرح است،نجات از غرق شدن از طريق از اخراج از آب به سوىساحل است (نه مطلق نجات يافتن و خلاص شدن ازآل فرعون كه در آيه قبل ذكر شده و نيازى هم به تكرار آن نيست ) و اخراج از بابافعال است. پس انسب اين است كه موضوع نجات دادن نيز به همين صيغه باشد.