خشر

لغت نامه دهخدا

خشر. [ خ َ ] ( ع مص ) باقی داشتن بر خوان از طعام آنچه بکار نیاید. ( از منتهی الارب ) ( از تاج العروس ). این مصدر از اضداد است. || چیزی بد از میان خوب بیرون کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || آزناک و حریص شدن. ( از منتهی الارب ).
خشر. [ خ َ ش َ ] ( ع مص ) گریختن از جبن و بددلی. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
خشر. [ خ َ ش َ ] ( اِخ ) نام خشایارشا. ( از ایران باستان ج 1 ص 698 ). رجوع به خشایارشا شود.

فرهنگ فارسی

نام خشایارشا

جمله سازی با خشر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مراد از (آيات ) و خشر فوجى از هر امت در آيه: (و يوم نحشرمنكل امة فوجا ممن كذب بآياتنا...)

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز