خاک مور

لغت نامه دهخدا

خاک مور. [ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قریة النمل؛ مأوای موران و جای فراهم آمدن خاک آن.

فرهنگ فارسی

قریه النمل ماوای موران و جای فراهم آمدن خاک آن.

جمله سازی با خاک مور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یار تو زیر خاک مور و مگس‌ بدل آنکه گیسوت پیراست‌

💡 یار تو زیر خاک مور و مگس چشم بگشا، ببین: کنون پیداست

💡 تلخی نمی رسد به قناعت رسیدگان از خاک مور فیض شکرزار می برد

💡 تلخی نمی رسد به قناعت رسیدگان در خاک مور غوطه به تنگ شکر خورد

💡 بر هستی و یگانگیش برگوا شده ار خاک مور و مار و ز خورشید و نور و نار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران