لغت نامه دهخدا
خاک چاه. [ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خاکی که از چاه بدست می آید. خاکی که در اثر گودبرداری چاه بدست می آید. ثَلَّه. جِبا. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
خاک چاه. [ ک ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خاکی که از چاه بدست می آید. خاکی که در اثر گودبرداری چاه بدست می آید. ثَلَّه. جِبا. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
خاکی که از چاه بدست می آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بررسیهای سال ۱۳۸۹ در این محوطه، از تپهٔ «قلعهٔ کُتی» تکههایی از گونههای خاکستری تیره، خاکستری روشن و سرخ سفالهای شاخص عصر آهن یافت شد. در بخش شمال شرقی این محوطهٔ باستانی و به فاصلهٔ هزار متری از آن، بخشی از زمینهایی را که متعلق به محوطهٔ باستانی بود، برای حفر چاه خاکبرداری کردند که از اینجا هم مقدار فراوانی سفال به دست آمد. با توجه به پیداشدن تکههایی از سفالهای عصر آهن در قلعهٔ کتی، کارشناسان قدمت این تپه را تا ۵۰۰۰ سال تخمین میزنند.
💡 عیان گردید، یوسف خیز چاهی که شه ز آبش سرشته خاک آدم