حیزی

لغت نامه دهخدا

حیزی. ( حامص ) حالت حیز. نامردی و مخنثی. ( برهان قاطع ). نامردی. مخنثی. هیزی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

صفت حیز نامردی و مخنثی. نامردی.

جمله سازی با حیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز حیزی گر کمی در عشق دلخواه نهٔ آخر ز موری کم درین راه

💡 مردکی حیزی و غماز و شجاعم گوئی در غمازی چه شجاعت بود آخر بنگر

💡 تا ما ز پی تنقیت و تقویت او در صورت رستم شده از صورت حیزی

💡 در عشق آنکه قابل دردش ندیده‌اند حیزی‌ست کز قلمرو مردش ندید‌ه اند

💡 وگر کم از زنانی سر فرو پوش کم از حیزی نهٔ این قصّه بنیوش

💡 اگر لرزندهیی برجان چه چیزی نه مردی نه زنی یعنی که حیزی

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز