حیری

لغت نامه دهخدا

حیری. ( اِ ) ایوان و رواق و طاق. ( از آنندراج ) ( برهان ). رواق و ایواق. ( صحاح الفرس ). و به این معنی با خاء نقطه دار هم بنظر آمده است. ( برهان ):
یک روز خطا کردم و نانش بشکستم
بشکست مرادست [ و ] برون کرد ز حیری.شفقی ( از صحاح الفرس ).
حیری. [ ح َ را ] ( ع ص ) مؤنث حیران. زن سرگشته. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || شب بسیار مظلم و تاریک. ( از اقرب الموارد ).
حیری. [ ح َ ری ی ] ( ع اِ ) حَیری ﱡالدَّهر و حاری دهر و حیری دهر. یعنی ابداً.( اقرب الموارد ). گاهی [ هیچگاه ]. ( منتهی الارب ).
حیری. [ ] ( ص نسبی ) منسوب به حیره. ( الانساب ). رجوع به حیره شود.

جمله سازی با حیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوعثمان حیری گوید چهل سالست تا در هر حال که مرا خدای بر آن بداشتست کراهیت نداشته ام و از آن حال مرا بدیگری نبرد که من آنرا کاره بوده ام.

💡 ابوعثمان حیری گوید، رضی اللّه عنه: «منذُ أربَعینَ سَنَةً ما أقامَنیَ اللّهُ فی حالٍ فَکَرِهْتُه وَما نَقَلَنی إلی غَیر فَسَخَطْتُه.»

💡 ابوعثمان حیری گوید هرکه را اندر بدایت، ارادت درست نیاید بروزگار نفزاید ویرا مگر ادبار.

💡 سعید بن اسماعیل بن سعید بن منصور حیری نیشابوری از معتبرترین علما و فقهای قرن سوم هجری است.

💡 ابوعثمان حیری گوید چهل سالست تا خدای مرا اندر هیچ حال بنداشتست کی من آنرا کاره بوده ام، اشارة بدوام رضا کند و رضا از جملۀ احوال بود.

💡 ابوعثمان حیری را گوید یقین آن بود که اندوه فردا نخوری.

بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز