حیات داود

لغت نامه دهخدا

حیات داود. [ ح َ وو ] ( اِخ ) نام موضعی است در ناحیه شمال خلیج فارس. رجوع به جغرافیای غرب ایران شود. نام یکی از دهستانهای دوگانه بخش گناوه شهرستان بوشهر. حدود و مشخصات آن عبارتند از باختر به خلیج فارس، از شمال باختری به دهستان لیراوی، از شمال ارتفاعات بام بلند و کوه جل خری ( ماهور و میلاتی ) و از خاور رودخانه ٔشور که فصل مشترک این دهستان و شبانکاره و برازجان است. این دهستان شمال و شمال باختری و مرکز بخش را فراگرفته. هوای آن گرم و مرطوب و مالاریایی است. از باران و چاه مشروب میشود و زراعت آن بطور کلی دیمی است. محصولاتش غلات، خرما و سبزیجات. اهالی به کشاورزی، کسب، دریانوردی، عبابافی و تعمیر قایقهای بادی گذران میکنند. از 44 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و دارای 16200 تن سکنه میباشد. و آبادیهای مهم آن عبارتند از: گناوه که بندرگاه و مرکز بخش است، مال قائد، بهمن یاری بالا و پائین، چاه روستائی، فخرآوری، تاج ملکی، کمالی و گاوسفید بزرگ. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

نام موضعی است در ناحیه شمال خلیج فارس.

جمله سازی با حیات داود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمانی که مقامات انگلیسی تصمیم قطعی دربارهٔ اشغال بوشهر و پیشروی به سوی شیراز را داشتند به منظور تطمیع رئیسعلی، دو نفر از متابعان حیدرخان حیات داودی را به دلوار گسیل داشتند تا موافقت او را با پیاده‌شدن قوای انگلیس در کرانه خلیج فارس و حرکت به سوی شیراز جلب کنند. نمایندگان حیدرخان ضمن ملاقات با رئیسعلی متذکر شدند که چنانچه او از قیام علیه قوای اشغالگر صرف نظر کند، مقامات انگلیسی چهل هزار پوند به او خواهند پرداخت. رئیسعلی در پاسخ می‌گوید: «چگونه می‌توانم بی‌طرفی اختیار کنم در حالی که استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار گرفته‌است؟»

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز