حلفه

لغت نامه دهخدا

( حلفة ) حلفة. [ ح َ ف َ ] ( ع مص ) یک بار قسم خوردن. ( غیاث ) ( شرح نصاب ).
حلفة. [ ح َ ل ِ / ل َ ف َ ] ( ع اِ ) یک بن از حلفاء یعنی گیاه دوخ. ( منتهی الارب ). یکی حلف و آن گیاهی است که در آب روید. ( از اقرب الموارد ). رجوع به حلف و حلفاء شود.

جمله سازی با حلفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او به همراه تیم خود موضوع گروه‌ها و حلقه‌های شبه عرفانی جدید را انتخاب کرده و سعی به بررسی همه جانبه این موضوع و علل گرایش افراد به این گروه‌ها را دارند. آن‌ها یکی از اعضای گروه به نام وحید(علیرام نورایی) را به شکل نفوذی وارد حلفه می‌کنند تا به اسرار داخلی این گروه پی ببرند. سریال سرنوشت چند نفر از فریب خورده‌ها را پی‌گیری می‌کند و...

💡 درع خسرو گفت من شستم تن‌ دارا نهنگ حلفه اندر حلقه زان شد سیمگون سیمای من

💡 خواهی که خلوه خانه عزلت کنی بکف چون حلفه باش بر در این قلعه هوان

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز