یک بن

لغت نامه دهخدا

یک بن. [ ی َ / ی ِ ب ُ ] ( اِ مرکب ) ریحان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ریحان شود.

فرهنگ فارسی

ریحان

جمله سازی با یک بن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر بازی که این دو شرط را داشته باشد یک بن بست به حساب می‌آید.

💡 زان نیش که دی زد به رگ دست تو فصاد در یک بن مو نیست که صد نیش ندارم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران