لغت نامه دهخدا
حصیرباف. [ ح َ ] ( نف مرکب ) آنکه نسج حصیر کند. آنکه بوریا بافد. حصیری. بوریاباف: و گویند که حصیرباف بوده. ( تذکره دولتشاه ص 35 ).
حصیرباف. [ ح َ ] ( نف مرکب ) آنکه نسج حصیر کند. آنکه بوریا بافد. حصیری. بوریاباف: و گویند که حصیرباف بوده. ( تذکره دولتشاه ص 35 ).
آنکه نسج حصیر کند آنکه بوریا بافد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر موارد ذکر شده نیز اهالی این روستا در فصل زمستان که فصل بیکاری محسوب میگردد به شکار پرندگان وحشی از قیبل چنگر، خوتکا، قو، مرغابی و … میپردازند و همچنین به حصیربافی و صنایع دستی نیز مشغول میباشند.
💡 خولک، از ساقههای نی تهیه میشود. روستاهای حاشیه کوه خواجه در سیستان، از مهمترین منطقههای تولید محصولات حصیربافی در سیستان هستند. بافت پردههای حصیری که به زبان محلی همان خولک است جزو مشاغل خانگی سیستانیها بوده است.
💡 حصیر بافی یکی از صنایع بومی منطقه بوده که امروزه کمتر به آن پرداخته می شود.با راهاندازی کارگاه های حصیربافی در روستای سایر،امید است این هنر بومی بار دیگر روزهای رونق خود را بدست آورد.
💡 به دلیل شرایط خاص اقلیمی و آب و هوایی، مردم بومی استان سیستان و بلوچستان با هوای گرم و خشک، آفتاب سوزان و کویری، شبهای سرد، آب کم و پوشش گیاهی ناچیز مواجه هستند که صنعت حصیربافی را به یکی از صنایع دستی شاخص آن به بدل نموده است. اهمیت این صنعت از آن روست که مواد اولیهٔ آن ارزان بوده و در تمامی نقاط استان به راحتی یافت میشود.