جرایات

لغت نامه دهخدا

جرایات. [ ج َ / ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ جرایة. راتبه ها. وظیفه ها. مستمری ها. مواجب: و چون کورخان را خزانه ها بعضی از غارت و بعضی از اطلاق جرایات و مواجب تهی گشته بود. ( جهانگشای جوینی ).وقت استیفای جرایات و رسوم بر مئین و الوف فزون باشند. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به جرایه و جرایت شود.
- اصحاب الجرایات؛ صاحبان جری و راتبه. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

جرایه راتبه ها وظیفه ها مستمری ها.

جمله سازی با جرایات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنچ خو کرد ز لطفت برسان ترک تیمار و جرایات مکن

یوسف صانعی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز