جذوع. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جِذع. ( منتهی الارب ). ج ِ جذع بالکسر، تنه درخت خرمابن و جز آن. ( آنندراج ). تنه های درخت. ( غیاث اللغات ):
ناتراشیده همی باید جذوع
تا دروگر اصل سازد یا فروع.مولوی.رجوع به جذع شود.
جذوع. [ ] ( اِخ ) نام دیهی از دیههای مدینه است که احمدبن جعفر در آن مسکن و مقام داشت و از این جهت فرزندان او را جذوعیه نام کرده اند. ( از تاریخ قم ص 225 ).
= جذع
( اسم ) جمع جذع
نام دیهی از دیه های مدینه است که احمد بن جعفر در آن مسکن و مقام داشت و از اینجهت فرزندان او را جذوعیه نام کرده اند.
[ویکی الکتاب] معنی جُذُوعِ: تنه های درختان خرما
ریشه کلمه:
جذع (۳ بار)
(بر وزن حبر) تنه درخت خرما. گویا فقط در تنه درخت خرما به کار رفته و به تنه درختان دیگر ساق گویند صحاح و قاموس و اقرب و غیره همه تنه درخت خرما گفتهاند. درد زاذن او را سوی تنه نخل کشید. در تنههای نخل بدارتان میزنم. کلمه جذع دو بار و جمع آن جذوع فقط یکبار در قرآن مجید یافت میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قـال ءامـنـتـم له قـبـل اءن ءاذن لكـم إ نه لكبيركم الذى علمكم السحر فلا قطعن اءيديكم واءرجلكم من خلف و لا صلبنكم فى جذوع النخل و لتعلمن اءينا اءشد عذابا و اءبقى(71)
💡 و المصلبون على جذوع من نار فالسعاة بالناس الى السلطان
💡 ناتراشیده همی باید جذوع تا دروگر اصل سازد یا فروع