زبان گیری کردن

لغت نامه دهخدا

زبان گیری کردن. [ زَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) از حال لشکر مخالف تحصیل اطلاع کردن. زبان گرفتن. زبان گیری: تا نزدیک نهاوند رسید آنجا زبان گیری کرد و اخبار احوال لشکر فرس معلوم نمود و بازگشت. ( ترجمه تاریخ اعثم کوفی نسخه خطی ص 97 ). رجوع به زبان گیر و زبان گرفتن و زبان گیری شود.

فرهنگ فارسی

مخالف تحصیل اطلاع کردن

جمله سازی با زبان گیری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غمزه و چشم تو نکو داند این زبون کردن، آن زبان گیری

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز