لغت نامه دهخدا
جامور. ( اِ ) پیه خرمابن. ( منتهی الارب ). || قبر. || جامور الدَقَل، چوب سوراخی که بر سر دکل کشتی قرار دارد. خشبة الثقوبة فی رأس دقل السفینه المرکبة فیه. دکل عقب سر. ازباب تشبیه آن به جامور کشتی. ( ذیل اقرب الموارد ).
جامور. ( اِ ) پیه خرمابن. ( منتهی الارب ). || قبر. || جامور الدَقَل، چوب سوراخی که بر سر دکل کشتی قرار دارد. خشبة الثقوبة فی رأس دقل السفینه المرکبة فیه. دکل عقب سر. ازباب تشبیه آن به جامور کشتی. ( ذیل اقرب الموارد ).
پیه خرمابن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صورت قدیمتر نام جماران، جاموران بودهاست.