لغت نامه دهخدا
تیره ضمیر. [ رَ / رِ ض َ ] ( ص مرکب ) مکدرخاطر. ( ناظم الاطباء ). || تیره باطن و گمراه:
کیست میرالشعرا گوئی و هم گوئی من
نام خود خود نهی ای تیره سر و تیره ضمیر.سوزنی.
تیره ضمیر. [ رَ / رِ ض َ ] ( ص مرکب ) مکدرخاطر. ( ناظم الاطباء ). || تیره باطن و گمراه:
کیست میرالشعرا گوئی و هم گوئی من
نام خود خود نهی ای تیره سر و تیره ضمیر.سوزنی.
مکدر خاطر تیره باطن و گمراه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کیست میر شعرا گوئی و هم گوئی من نام خودخواهی ای خیره سر تیره ضمیر
💡 ز دود کین تو تیره ضمیر مردم جاهل بنور مهر تو روشن روان مردم دانا
💡 سنگیندلان تیره ضمیر از خلاف طبع بر آبگینه دل ما سنگ می زنند