تکثیر کردن
مترادفها
بازتولید کردن، زیاد کردن
متضادها
کاهش دادن، کم کردن، تقلیل دادن
فرهنگ فارسی
( مصدر ) زیاد بعمل آوردن بسیار کردن افزودن.
فرهنگستان زبان و ادب
{propagate} [زیست شناسی] افزودن تعداد گیاهان ازطریق روش هایی چون بذرافشانی و قلمه زنی و پیوند و خوابانیدن
ویکی واژه
افزودن تعداد گیاهان ازطریق روشهایی چون بذرافشانی و قلمهزنی و پیوند و خوابانیدن.
جمله سازی با تکثیر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کار برنامهنویسها بهطور گستردهای بسته به نوع کسب و کاری که آنها برای آن برنامه مینویسند متفاوت است. برای نمونه، دستورالعملهای درگیر در بهروزرسانی سوابق مالی بسیار متفاوت از تکثیر کردن شرایط در یک هواپیما برای آموزش خلبانان در یک شبیهساز پرواز هستند. برنامههای ساده میتوانند در چند ساعت نوشته شوند، آنهایی که پیچیدگی بیشتری دارند ممکن است بیش از یک سال کار نیاز داشته باشند، این در حالی است که دیگر برنامهها هرگز 'کامل' در نظر گرفته نمیشوند بلکه بهطور مداوم تا زمانی که از آنها استفاده میشود بهبود مییابند. در بیشتر موارد، چندین برنامهنویس با یکدیگر زیر نظر یک برنامهنویس ارشد به عنوان یک تیم کار میکنند.