لغت نامه دهخدا
توجیه پذیر. [ ت َ / تُو پ َ ]( نف مرکب ) قابل توجیه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
توجیه پذیر. [ ت َ / تُو پ َ ]( نف مرکب ) قابل توجیه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
قابل توجیه
💡 ریشه این انگلیسی هراسی ایرانیان به قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برمیگردد. زمانی که ایران صحنه رقابت قدرتهای اروپایی بود. برای همنسلان دائی جان ناپلئون، سوء ظن به انگلیس و مسئول دانستن آنها برای وقایع سیاسی توجیه پذیر بود. اما این سوء ظن در بعضی مواقع جنبه بیمارگونه و فوبیا بخود میگرفت. بطوریکه ایرانیان انگلیسیها را مسئول تمام اتفاقات حتی اتفاقات و مسائل خصوصی افراد عادی میپنداشتند.
💡 به بیان دیگر، اگر قابلیت فنّی اجرای گزینهها و پروژههای مهندسی، شرط لازم انجام آنهاست، قابلیت مالی یا همان «توجیه اقتصادیِ» آنها نیز شرط کافی در اجرای آنها خواهد بود. اقتصاد مهندسی بهطور مشخص، به مقولهٔ دوم که همان بررسی توجیه پذیری اقتصادیِ گزینههای پیش روی مهندسین است، میپردازد.
💡 ایجاد برابری نژادی و اجرای عدالت یکسان، همواره در آمریکا مورد بحث است و این وضعیت برای کشوری مثل آمریکا با سابقه طولانی حکومت قانون، توجیه پذیر نیست. از عوامل سببساز این حوادث میتوان به موارد مختلفی اشاره کرد تبعیض نژادی، فاصله طبقاتی، نظام سرمایهداری، نژادپرستی سیستماتیک نیروی پلیس و خود سیاهپوستان که نسبت جرم و جنایت در میان آنها ده برابر سفیدپوستان است.
💡 سطر مهمترین کانون سکونت کلیایی بوده و هست. شهری با دست کم دو چشمه دائمی پرآب که در پایین دست آنها باغهای فراوان خودنمایی کردهاست و همین کافی است که سکونت در آن را علیرغم زمستان سرد و خشن برای پیشینیان توجیه پذیر کند.